سه در 48!(آمدم جانم به قربانت...)

بالاخره تقریباً بعد از یک هفته عملیات گردگیری خونمون تموم شد، و از این زلزله که برای بیشتر شما وقت اول بهار اتفاق می افتد اما برای ما این وقت ها، جان سالم به در بردیم! 

_بنظرم هیچ جای مجازی وبلاگ نمی شود، ومن خیلی چیزها در این دنیا یاد گرفته ام.اما این روزها کم سعادت شده ایم. 

نه حس وحال نوشتن و نه.... 

اما دلم تنگ شده. از بیخ. 

بعدن نوشت: یادتونه از کوتاه کردن حرف زدم؟ بالاخره کوتاه کردم.آخرین رشته از دلبستگی ها.. و راستش به هیچ چیزش فکر نمی کنم.فقط می خوام به این فکر کنم که چند سالی جوون تر به نظر می رسم. احساس کودکانه ای بهم دست داده!فرشته

تبریک نوشت: روز جوان به همه شمایی که دل جوونی دارین! یا سن کمی مبارک! باشه.ایشا.. همیشه دلاتون جوون بمونه.چشمک

حدیث نوشت:خداوند جوانی را که جوانی خویش را در راه اطاعت خدای تعالی بگذراند ، دوست دارد.(پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله)

/ 8 نظر / 9 بازدید
عمه

خب بسلامتی خداقوت .اینکه گفتی هیچ جای مجازی وبلاگ نمیشودموافقم (یه گوشه ی دنج بی هیچ وز وزی)[لبخند]

پرچین خاطره

خواهي که ببيني رخ پيغمبر را بنگر رخ زيباي علي اکبر را در منطق و خلق و خوي او مي بيني با ديده ي جان محمدي ديگر را *ميلاد شبيه ترين آينه ي پيغمبري مبارک*

خسرو پيري

گلایه‌ها عیبی ندارد، کنایه‌هاست که ویران می‌کند....[گل][گل][گل][گل]

زبل خان

سلام ممنون که بهم سر زدید از اومدنتون خوشحال میشم

عمه

روزت مبارک [گل][گل]

رها

روزت مبارک با تاخیر البته....این کوتاه کردن کار سختیه خوبه که موفق شدی.حس و حال نوشتن همه کم شده ....واسه من که اینطوریه هیچی ندارم که بنویسم و تازه باشه

صفورا

به نام یردان پاک سلام دوست جوانم.[گل]