سه در هشت!(اعتراف)

امروز می خواهم اعتراف کنم.امروز هوا بس جوانمردانه سرد است!سردتر از همه روز های گذشته .حتی برف بارید .البته نه به اندازه برف سال 86. اما بارید. همین هم برای ما برف ندیده ها خوشحال کننده بود. می خواهم اعتراف کنم که چقدر امروز دلم می خواست با یک دوست یک دوست ناب یک همراه خوب می رفتم کنار ساحل.به تصورم چقدر دریا خواستنی بود امروز.وقتی به این در و آن در مغزم کوبیدم و دیدم امکانش نیست... با خودم گفتم منطقی باش دختر .نمی شود دیگر........................

/ 6 نظر / 5 بازدید
باجه (سیستم افزایش بازدید)

با سلام وبلاگ خوب و قشنگی دارید و پست های خوبی میزارید اگه خواستید امار بازدید وبلاگتون رو افزایش بدید به ما سر بزنید http://rank.bajeagahi.ir/guide.php

مریمی

منم حس تورو دارم اما موقعیتشم پیش میاد خودم نمیخوام با کسی باشم اصن پشیمون شدم همین تنها باشم بهتره توام تنها باش بخدا تنهایی بهتره

چوپان

گاهي پيش نمياد ديگه. بايد تسليم شدن رو هم آموخت

عنایت

سلام دوست مهربان از اطف شما سپاس گزارم واما خوشحالی شما در شهر ما هم رخ داد با این تفاوت ما دریا نداریم امسال برف هم بعد از 10 سال خوشحالی برایمان به ارمغان آورد . مردم از خوشحالی دیگر آشنا غریب نمی شناختن هم مشغول پرتاب برف به هم دیگر بودند غم از دلتان به دور . شاد باشی [گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل]

ﺁﺳﻴﻪ

ﻛﺎﺵ ﻣﺎ ﻫﻢ ﺩﺭﻳﺎ ﺩاﺷﺘﻴﻢ ﺗﺎ ﻭﻗﺘﻲ ﺑﺮﻑ ﻣﻴﻮﻣﺪ ﺑﺮﻡ ﺑﺒﻴﻨﻢ ﭼﻪ ﺷﻜﻠﻲ ﻣﻴﺸﻪ...