سه در 46!(کتاب )

بالاخره "صد سال تنهایی " تمام شد،  و من همه اش تعجب می کردم که این کتاب مگر چه داشت که خیلی ها ازش گفتند وجایزه گرفته و به چاپ 23ام رسیده ووو...که وقتی رفتم بخرم درعرض یک دقیقه چند نفر دیگر هم سراغ این کتاب را از صاحب غرفه گرفتند.راستش تصورم چیز دیگری بود از این کتاب. صفحات اولش را که می خواندم همه اش منتظر بودم اتفاق دیگری بیفتد. یک شخصیتی از دل داستان بزند بیرون که از فراز و نشیب صد ساله اش بگوید، اما نشد.حتی اورسولا هم نماند. انگار هدف تکرار تاریخ بود وبس.

/ 6 نظر / 4 بازدید
رها

واقعا همینطوره .منم اصلا انتظار همچین چیزی رو نداشتم اماجالب بودن نوشته های نویسنده به اینه که توصیف خیلی خوبی از همه چیز میکنه که انگار جلوش چشاته.اگر اهل کتابی جنس ضعیف رو بخون .جالبه بنظر من.

رها

چی شده؟با کامنت گذاشتن مشکل داری؟راستی هفته ت چطور گذشت؟موفق بودی قطعا[قلب]

m.rad

سلام من به نیمه های کتاب رسیدم فکر میکنم باید بیشتر جنبه های نگارشی و فکر خلاق نویسنده رو در نظر بگیریم.محتواش هر چی باشه با فرهنگ ما غریب تره ...

[گل][گل][گل]

محمد

مثل بعضی از فیلم ها که اسکار میگیرن .وقتی میبینیشون به این نتیجه میرسی که پلنگ صورتی بهتر از اون بوده [پلک]

صفورا

به نام یزدان پاک سلام . راستش من هم بعد از خوندن این کتاب نتونستم جمعش کنم . همون طور پراکنده مونده تو مغزم . من فکر می کنم هر چی یک کتاب خارج از درک تر باشه بیشتر برنده میشه . از همین نویسنده کتاب دیگری خوندم به نام دلبرکان غمگین من . این یکی هم کم بود و هم جالب .[لبخند]