سه در 35!(هنگ شدنم بعد از خواندن یک وبلاگ)

-از یه چیزی که خیلی خیلی می ترسم.بی احترامیه. خدایا نخواه حرمت یه زندگی از بین بره. بنای یه زندگی به حرمتشه. اگه ازبین بره دیگه جای اولش برنمی گرده مثل یه شیشه شکسته. خدایا یا برام نخواه یا بهم یاد بده چطور باهاش مواجه شم.

پ ن: می دونید نظرم در مورد زندگی چیه.؟

"اگه منو نخواستی، نخواه . فقط حرمتمو نیگه داشته باش."

- دیشب خواب دیدم رفته بودم تو آشپزخونه دستامو بشورم احساس کردم کف پام خیس شده یعنی جایی که لوله فاضلاب بوده. بعد خواستم مامانو صدا کنم که "مامان فاضلاب زده بالا." البته یادم نمیاد اینکارو کرده باشم. بعدشم هم دیگه یادم نیس. اصلن همینا رو هم وقتی یادم اومد که امروز صبح وقتی رفتم تو آشپزخونه، دیدم فرش کنار زده شده انگاری فاضلاب زده بود بالا.!

پ.ن: حتی وقتی این خواب های آبکی هم که می بینم درست دراومده ، خوشم میشه.!

 - هیچوقت "قرص" هایی که حال آدم را خوب می کنند ، جای "خوب" هایی را که دل آدم را قرص می کنند ، نمی گیرند...

- وقتی منتظر هستی هیچ اتفاقی نمی افتد ولی همینکه دیگر منتظر نیستی  اتفاق میفتد. با این حال هنوز یاد نگرفته ام انتظارها را تحویل نگیرم....

/ 5 نظر / 7 بازدید
دخترعاشق

سلام وب خوبی داری خواستی ب منم بسر و اگه با تبادل لینک موافق بودی خبرم کن

پرچین خاطره

چقدر از این جمله ت خوشم اومد "هیچوقت قرصایی که حال آدمو خوب میکنند، جای خوبهایی که دل آدمو قرص میکنن نمیگیرد؛" امیدوارم همیشه دلت قرص قرص باشه چون خدایی هست که خوبترینه

عمه

سلام...انشاالله توزندگی خط قرمزت همیشه براه باشه وعبورممنوع[گل]

ﺁﺳﻴﻪ

ﻫﺮ ﭼﻴﺰﻱ ﻫﺴﺖ و ﺣﺮﻣﺘﺶ... ﺳﻌﻲ ﻛﻦ ﻫﻤﻪ ﺧﻮاﺑﻲ ﺭﻭ ﻋﻨﻮاﻥ ﻧﻜﻨﻲ ﻣﻦ ﺟﻤﻠﻪ اﻭﻧﺎﻳﻲ ﻛﻪ ﺑﻪ ﺣﻘﻴﻘﺖ ﻣﻲ ﭘﻴﻮﻧﺪه... ﻳﻪ ﺑﺎﺭ ﺑﻪ ﻳﻜﻲ ﮔﻔﺘﻢ ﮔﻔﺖ اﻳﻦ ﺣﺲ ﺷﺸﻢ ﻗﻮﻱ ﻫﺴﺖ ﻳﺎ ﭼﺸﻢ ﺳﻮﻡ...اﺯ اﻭﻥ ﭼﻴﺰاﻳﻲ ﻛﻪ ﻣﻴﺒﻴﻨﻲ ﻳﺎ ﺣﺲ ﻣﻴﻜﻨﻲ ﺯﻭﺩﺗﺮ اﺯ ﻣﻮﻋﺪ ﺑﻪ اﺗﻔﺎﻕ اﻓﺘﺎﺩﻥ ﺑﻪ ﻛﺴﻲ ﻧﮕﻮ ﻛﻪ اﺯ ﺑﻴﻦ ﻧﺮﻩ اﻭﻥ ﺣﺲ...

رها

من صبا که از خواب پا میشم اول دنبال تعبیر خوابهای بی سر وته ی که شب دیدم میگردم[نیشخند]