سه در 36!(اینجه مازرونه)

نمی دونم شما هم تجربه ی دیدن زمین های کشاورزی رو از نزدیک داشتید یانه. این زمین هایی که می بینید در حال آماده شدن برای کشت برنج هستند.

 

اینا هم بذرهایی هستند که بعد از جوونه زدن گذاشتنشون تو این زمین پر از آب تا رشد کنند و به یه حد نصابی برسند.

وقتی به اندازه مناسبی رشد کردند بعدش زمین رو شخم می زنند و کود می پاشند تا بعدش این بذر ها رو تو کل زمین پخش کنند که اصطلاحن به این عمل می گن "نِشاکردن". اینم زمینی که نشا شده.

البته بعضی هاشون نشا نشدن.مثل سمت راستیه.(تست هوش بود!)

من از این مرزها گذشتم از سرِ زمین رسیدم به تهش و این عکس ها رو گرفتم! تقریبن تا دو هفته دیگه همه زمینا نشا شدند. کافیه دو سه هفته بعدش برسه تا اینجا تبدیل بشه به یه سبزه زار وسیع با عطر برنج ........ سرمستت می کنه !

اینم چاه آب هس که تو بچگی یه حس ترسی نسبت بهش داشتم!

اما کنارش یه مسیر آبی بود که توش آب بازی می کردیم. البته حالا دیگه نیست.

یکی دیگه از بازی هامون هم این بود که سنجاقک می گرفتیم و می ریختم تو شیشه. هر چه بیشتر ، بهتر! اما حالا سنجاقک هم به زور پیدا میشه. یکی پیدا کردم که تو این عکسه خیلی معلوم نی.

 واقعن جا داره که بگم کشاورزای خِنابِدون.خَلِه زحمِت کَشِنِه.

/ 7 نظر / 5 بازدید
ﺁﺳﻴﻪ

ﭼﻪ ﺟﺎﻟﺐ ﺑﻮﺩﻥ... ﻣﻦ ﺗﺎ ﺣﺎﻻ اﺯ ﻧﺰﺩﻳﻚ ﻧﺪﻳﺪﻡ... ﺧﻴﻠﻲ ﺩﻟﻢ ﻣﻴﺨﻮاﺩ ﺑﺒﻴﻨﻢ ﭼﻪ ﺟﻮﺭﻱ ﻣﻴﻜﺎﺭﻥ و ﺑﺮﻧﺞ ﻭﻗﺘﻲ ﻣﻴﺮﺳﻪ ﭼﻪ ﺷﻜﻠﻴﻪ... ﻫﻤﻴﺸﻪ ﺁﻣﺎﺩﻩ ﺷﻮ ﺗﻮ ﮔﻮﻧﻲ ﺩﻳﺪﻡ[ناراحت]

مازیار

می رود اینجا سر هر بی گناهی پای دار بار کج این روزها اغلب به منزل می رسد

صدای سکوت

آدم ها در موقعیت های مختلف شخصیت های متفاوتی بروز می دهند: امروز همراه توست و فردا در شرایطی دیگر آدم دیگری است با خواسته های متفاوت! با طراوتِ بهار می آید با خزانِ پاییز رنگ عوض می کند

صفورا

به نام یزدان پاک . سلام دستت درد نکنه .عالی بود .

چوپان

ناراحت نشدم. حسرت ميهمان نيست که دعوت بخواد, سايه است. همراه هميشگي. ان الانسان لفي خسر. خسارت و حسرت و ... . من از خاطرات خوبم راضي و شاکرم. ولي عامل حسرتم هستن. حسرت زماني که معصوم بوديم و آدمهايي اطرافمون بودن که نيستن. دايي شفيع, مادربزرگ که صداش ميکردن گنّا. دوستم محمدحسين که اعتياد از بين بردش. حسرت دوست من, حسرت.

ali

سلام ویلا نه خونه ویلایی ٰ نه تخریبداخلی تموم شد رفتم تو طراحی مجدد داخلی