سه در 25!(جرقه ی یک عشق در یک غروب جمعه)

من عاشق آقای مرغ های خانه مان شدم. بی مقدمه چینی و تفصیل، بی انحرافِ ذهن ِ مخاطب، از همین جا اعلام می کنم این آغا خروس بدجور چشم ما را گرفته . نخواستم اول از عشق و عاشقی بگویم بعد هزارجور مقدمه چینی کنم تازه جمله آخر بگویم این معشوقه ی مجهول، یک جناب خروس خوش لباس است! این طرز شیوه نگارش تکراری شده و شاید دیگر به قول جوان های امروزی خز شده. بنابراین مناسب دیدم همان اول صحبت بروم سر اصل مطلب. ولی عجب خروسی بود بیخ گوشمان و ما درتمام این مدت غافل بودیم ! دریغ از نیم نگاهی. تازه امروز که مامان پشت تلفن سپرد که برایشان دون بپاشم، این موجود زیبا را رویت کردم. با آن پرهای خوش آب و رنگ و دُم هلالی ِ سیاه ِ پرکلاغی. اما سر و تاجش مثل بقیه خروس ها بود. عمویم سال پیش! آمد و گفت این خروسه که تو باغچه ماست مال شماست؟ من نمی دانستم. گفت قرمز هست ها. باز هم پاسخ دادم اصلن نمی دانم . تا آن موقع ندیده بودمش خب. از کجا می دانستم.ابرو اما حالا دیگر خوب می شناسمش. به نظر شما چطور می شود جناب خروس را از چنگال پنج تا مرغ در آورد؟ تور انداز ماهری که هیچ، معمولی اش هم نیستم. پس چه کنم؟متفکر اوه از طرفی هم نمی شود با پنج تا هوو سر کرد.اوه راستی می دانید در زبان محلی ما به خروس چه می گویند؟ می گویند " طلا " البته با تلفظ کسره روی ط . به نظر من که این نامگذاری حتمن دلیل ریشه ای داشته.

همینطور به هوو می گوییم " و ِسنی ". مثلن به علف هرزی که در ظاهر شبیه جعفری است اما باطنن بسیار تلخ است می گوییم و ِسنی ِ جعفری. بامزه است نه؟ این کلمه را چند وقت پیش توسط خاله ام فهمیدم. حالا با همه این ها من با وِسنی های خودم چه کنم؟؟!سوال

/ 8 نظر / 3 بازدید
مائده

بسوز و بساز و پای عشقت بمون.

ﺁﺳﻴﻪ

ﺧﻮﺩﻣﻮﻧﻴﻤﺎ ﻋﺸﻖ ﻗﺤﻂﻲ ﺑﻮﺩ???[متفکر]

m.rad

خوبه...خروس هم خوبه . هم غیرت داره هم تعصب[نیشخند]

باکارا

:)) معشوق ریزه میزه و پرسرو صدا !!

من و مارکو

طبفه باتلایی ما هم مرغ و خروس داره وتو بالن نگهش داشته گاهی هم می بره تو باغچه... خونشون طبقه چهارم هاااااااااااااااااا

عمه

اولین بارحین حل جدول جواب هوو اومد وسنی وامروزبعدازسالها اینجاخوندم احتمالامازنی هستید[لبخند]