گم کرده

در نهایت همیشه برد با دنیاست, رسم روزگار اینطور است.

سه در 27! (دیالوگ)

-  حالت خوبه؟

+ خوبم.

-  نمی خوای حرف بزنی؟

+ چه حرفی؟

-  حس می کنم از چیزی ناراحتی. من کاری کردم؟

+ نه ،چیزی نیست. من خوبم. بی خیال شو.

-  باشه نگو. ایندفعه هم نمیای ببینمت، عیبی نداره. تحمل می کنم.

+ .......

-  جواب نمی دی؟

+ .......

.

.

.

.

(چند روز بعد)

+ منو ببخش . واقعاً قصد نداشتم بازیت بدم. امیدوارم موفق باشی و خوشبخت.

-  چرا؟

+ حرف هایی هست که نمی شه گفت.

-  نمی دونم دیگه چیکار باید می کردم. همیشه به خواسته هات احترام می ذاشتم. خودت خواسته بودی وقتی ناراحتی اینقدر ازت بپرسم تا بالاخره حرف بزنی و خالی شی. اما برات اینقدر ارزشی نداشتم که حرفاتو بهم بگی.

.

.

(یادآور دوسال قبل)

+ ببین وقتی از چیزی ناراحتم تو خودم می ریزم و عصبی می شم.حرف نمی زنم ولی تلخ میشم. تو سعی کن از من بخوای که چمه. که حرف بزنم تا خالی شم. حتی وقتی گفتم می خوام تنها باشم. باور نکن. تو تنهام نذار.

.

.

پایان.

   + ماط ; ٢:٠٢ ‎ب.ظ ; جمعه ۱۳٩۳/۱/۱٥
comment نظرات ()