گم کرده

در نهایت همیشه برد با دنیاست, رسم روزگار اینطور است.

سه در پانزده! (خالی)

خدایا مسئله پیچیده ای است. راهش را بلد نیستم. واقعا بلد نیستم. گیر کرده ام. مثل کسی که در گل گیر کرده باشد! گِل که نه... باتلاق. و به همان اندازه که نمی دانم، کدام تصمیم؟: دست و پا زدن یا بی حرکت ماندن می تواند راه نجات باشد. به همان اندازه جواب مسئله را هم نمی دانم.

خدایا قرار نیست که من وسیله نجات! باشم، مگرنه؟ بی شک، خنده دارترین پاسخ این سوال بله می تواند باشد!!! وسیله نجات...ناجی...آن هم که...من؟! ها ها ها. منی که خودش ناجی می خواهد.

خدایا می خواهم از این مسئله بگذرم. همانطور حل نشده...دست نخورده. تو هم بگذر. بگذر از من ، از جواب مسئله، از دست خالی ام، از برگه خالی. خالی! خالی!خالی!

سهم من نیمه خالی با دهان بسته.

   + ماط ; ٢:٤٦ ‎ب.ظ ; جمعه ۱۳٩٢/۱٢/٩
comment نظرات ()