گم کرده

در نهایت همیشه برد با دنیاست, رسم روزگار اینطور است.

سه در 106!(از آدم هایی که مرا یاد خودم می اندازد خوشم نمی آید.)

دست خودم نبود. با دیدن بازدیدکننده های جوان که معلوم نبود دانشجوی کدام خراب شده ای بودند، بغض دوید تا زیر گلویم.چاره ای هم نبود. باید اشک ها، پشت پلک ها، جایی برای پنهان شدن پیدا می کردند. در چهره هایشان دیروزِ خودم را می دیدم. دیروزی که امید به امروز من را به این روزها کشانده بود! . حالم داشت از دیدن این مدل چهره ها به هم می خورد. خوب شد که زود رفتند. 

   + ماط ; ۱٢:٢۸ ‎ب.ظ ; چهارشنبه ۱۳٩٤/۳/۱۳
comment نظرات ()