گم کرده

در نهایت همیشه برد با دنیاست, رسم روزگار اینطور است.

سه در 68!(این چه اون یا اون چه این...)

می دانید که بسکتبال بازی اش را به کره باخت؟! اولش مسابقه را با گوش هام دنبال می کردم اما وقتی دیدم بازی دارد پرهیجان پیش میرود گوشی را گذاشتم کنار، پتو را برداشتم آمدم لم دادم جلوی تلویزیون به تماشا.  خیلی وقت بود که مسابقات بسکتبال را دنبال نمی کردم. شاید وقتش برمی گردد به دوره نوجوانی که در مدرسه بسکتبال بازی می کردیم. به بهانه مسابقات از معلم ها اجازه می گرفتیم و می رفتیم تمرین.. اخرش هم مسابقات نرفتیم! از بین ما فقط.. ط.. انتخاب شد. من که مثل همیشه نفس نداشتم. اما. ط. هم از نظر قدی و هم استقامت بدنی از همه مان بهتر بود ، و هر وقت دیگر نای دویدن نداشتیم توپ را می سپردیم به. ط. تا خودش کار را تمام کند.  حدادی مسابقه امروز مرا یاد. ط. می انداخت... یادش بخیر.. اما چقدر حیف شد که بازی را باختیم.. در دل من که یک حسرت گنده باقی ماند.  و هر چقدر هم که از قهرمانی والیبال خوشحال شدم اما بسکتبال فراموشم نمی شد.. 

...خاله کوچیکه تماس گرفتند و با شخص شخیص بنده کار داشتند! آن هم چه!؟ اینکه زحمت بکشم مسابقه ی والیبال را برای دو دخترش ضبط کنم.  آن هم در صورت برد با مراسم اهدای جوایز و کل حاشیه ها!! چرا؟  چون شبکه های یکی از رسیورهایشان که فلش خور بود، پریده.. آخر من نمی دانم دیدن دوباره ی مسابقه ای که نتیجه اش معلوم است چه لطفی دارد؟؟؟؟؟ (لطف نداشته باشد، موسوی و محمودی و غیره را که دارد!)  آخر این جوگیری ها تا به کی!؟؟؟  خدااااااا یه پولی به ما بده، هر چی دلت خواست هم به آن ها بده! 

_می دانستید که بازی کبدی شبیه همان زو بازی بچگی های خودمان هست!؟  هی، یادش بخیر... 

آخِیییی.. ببین زو به کجا ها ر سید و ما به کجا رسیدیم!!! 

_ در حالاستراحت میان برنامه ای ام بودم که دیدم هندبال بال هم بازی بانمکی هست ها.. :-D

_ برایم سوالشده بود، حالا که ما اینقدر در مسابقات آسیایی می درخشیم و فرقون فرقون مدال بار می زنیم چرا طراز پنجم مانده ایم!!!؟!  مثلاً چند تا پوزه دیگر باید به خاک بمالیم تا بشویم چهارم حداقل!؟  یا اصلاً چرا اول نشویم!؟  

واین چنین شد که سری به سایت های خبری زدم و با آمار شگفت انگیزی مواجه شدم!!!!!! و ترجیح دادم دیگر هیچ حرفی نزنم :-o

   + ماط ; ۱٠:۱۳ ‎ب.ظ ; جمعه ۱۳٩۳/٧/۱۱
comment نظرات ()